(( یادداشت – احمد مرادپور )) – چهل روز است که ایران، داغدار مردی است که نامش با تاریخ انقلاب اسلامی، با روزهای سخت مبارزه، با سالهای دفاع و مقاومت و با ایستادگی در برابر طوفانهای سهمگین روزگار گره خورده است. چهل روز گذشته است؛ اما هنوز باور رفتنت برای بسیاری از ما آسان نیست.
چهل روز است که جای خالی “آقا” در قاب نگاه یک ملت، سنگینتر از همیشه احساس میشود؛ اما عجیب آنکه هرچه زمان میگذرد، نامش بیشتر بر زبانها میافتد و یادش عمیقتر در دلها ریشه میدواند. امروز، اربعین یک فقدان نیست؛ اربعین یک عهد است.عهد با مردی که سالها در برابر تهدیدها ایستاد، در روزهای سخت امید آفرید و به نسلی آموخت که انقلاب تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه مسئولیتی است که باید از نسلی به نسل دیگر سپرده شود.
امروز، وقتی مردم در سوگ رهبر شهید انقلاب گرد هم میآیند، در حقیقت تنها برای وداع با یک شخصیت تاریخی نیامدهاند؛ آمدهاند تا بگویند راه شهید، با رفتن شهید پایان نمییابد.
چه زیباست که اربعین او با فرهنگ عاشورا پیوند خورده است؛ فرهنگی که به ما آموخت شهادت پایان زندگی نیست، آغاز ماندگاری است.کربلا به ما آموخت که خون شهید، در خاک نمیماند.
شهید میرود، اما اندیشهاش میماند؛پیکرش آرام میگیرد، اما آرمانش آرام نمیگیرد؛صدایش خاموش میشود، اما حقیقتی که برای آن ایستاد، خاموششدنی نیست و امروز ایران، در اربعین رهبر شهید خود، بار دیگر همین حقیقت را به جهان یادآوری میکند.مردی از میان ما رفت، اما یک راه باقی ماند.
راهی که با امام خمینی(ره) آغاز شد، با خون هزاران شهید استحکام یافت و سالها با رهبری و هدایت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای ادامه پیدا کرد.
او برای یک ملت، تنها یک رهبر نبود؛ بخشی از خاطره تاریخی چند نسل بود.نسلی که سخنانش را در روزهای جنگ شنید؛نسلی که در سالهای دشوار تحریم و فشار، به ایستادگی و مقاومت او دل بست؛و نسلی که امروز باید میراث این سالها را به فردا برساند.امروز اگرچه جای او در میان ما خالی است، اما میدان مسئولیت خالی نیست.این همان پیام بزرگ اربعین است: برای شهید نباید فقط گریست؛ باید راهش را شناخت.باید از خود پرسید آنچه او برایش ایستاد چه بود؟عدالت، استقلال، عزت، مقاومت، وحدت ملی و سربلندی ایران.
پس بزرگداشت شهید، تنها برگزاری مراسم و برافراشتن پرچم و جاری کردن اشک نیست؛ بزرگداشت واقعی آن است که جامعه در مسیر آرمانهای بلند شهید حرکت کند و اجازه ندهد فداکاری او در هیاهوی روزمرگی فراموش شود.
امروز چشمهای بسیاری خیس است؛ اما در میان این اشکها، یک امید بزرگ نیز جریان دارد.امید به اینکه ملتی که در روز تشییع(چه در ایران و چه در عراق )، آن حماسه تاریخی را آفرید، در روزهای آینده نیز بتواند با وحدت، بصیرت، همدلی و انسجام، از ایران عزیز پاسداری کند.
چهل روز از خاکسپاری “آقا” گذشته است؛ اما انگار تازه فصل دیگری آغاز شده است.فصلی که در آن، مسئولیت بر دوش ماست.رهبر شهید، به خاک سپرده شد؛اما آرمانش به خاک سپرده نشد.نامش در تاریخ ماند؛خاطرهاش و یادش همیشه در دل مردم ماند؛و راهش پیش روی نسلی قرار گرفت که باید آینده ایران را بسازد.
امشب اگر دلتنگیم، بگذار اشکهایمان برای آخرین بار از سر فقدان جاری شود؛
از فردا باید اشک را به اراده تبدیل کنیم؛دلتنگی را به مسئولیت؛و سوگ را به حرکت.چرا که شهید، از ما گریهای بیپایان نمیخواهد؛ادامه دادن میخواهد.
ایران امروز در اربعین رهبر شهید خود، یک بار دیگر به جهان میگوید:ما مردان و زنان بزرگی را از دست دادهایم، اما ایران را از دست ندادهایم.
ما شهید دادهایم، اما تسلیم نشدهایم.ما داغ دیدهایم، اما زانو نزدهایم.و این، شاید بزرگترین پیام اربعین باشد؛که در مکتب عاشورا،شهادت پایان راه نیست؛ آغاز رسالتی تازه است.
سلام بر مردی که رفت و داغش بر دل یک ملت نشست.سلام بر سالهای ایستادگیاش.
سلام بر لحظههای سختی که در کنار مردم ماند.و سلام بر راهی که پس از او، همچنان ادامه خواهد داشت.
چهل روز گذشت…اما برای یک ملت، قصه هنوز تمام نشده است.چرا که بعضی مردان، وقتی میروند، تازه آغاز میشوند و بعضی نامها، هرگز در خاک دفن نمیشوند.نام شهید، اگر در دل یک ملت زنده باشد، جاودانه است.خدایا، به حرمت خون شهیدان گرانقدر، ایران اسلامی را سربلند، مردمش را متحد و راه شهیدانش را پایدار بدار.”آمین یا ربالعالمین”

دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.