به قلم فرینوش اکبرزاده
از روز شعر و ادب فارسی تا آغاز مهر، تبریز برای چند روز قرار تازهای با کتاب گذاشته است؛ قراری که قرار است کتاب را از قفسههای خاموش به متن زندگی روزمره شهروندان بیاورد و میان خانواده، مدرسه، دانشگاه، کتابفروشی و فرهنگ عمومی پیوندی دوباره برقرار کند.
راسته کتابفروشیهای تبریز هنوز شلوغ نشده است. قفسهها آرام ایستادهاند و ردیف کتابها، هر کدام جهانی را در خود پنهان کردهاند؛ جهانی که تنها با ورق خوردن نخستین صفحه آغاز میشود.
این روزها اما قرار است رفتوآمد شهروندان میان این قفسهها بیشتر شود؛ مادرانی که برای فرزندشان کتاب انتخاب میکنند، دانشآموزانی که میان کتابهای غیردرسی دنبال دنیای خود میگردند، دانشجویانی که کتابی برای درس و پژوهش میخواهند و زنان و مردانی که شاید مدتهاست درگیر کار و زندگی شدهاند و کمتر فرصتی برای قدم زدن میان قفسهها داشتهاند.
مبینا دختر جوانی که میان قفسهها دنبال رمانی برای خرید است، میگوید: «مدتها بود میخواستم دوباره کتاب بخوانم، اما همیشه خرید کتاب را به بعد موکول میکردم. این تخفیف باعث شد بالاخره بیایم کتابفروشی و برای خودم کتاب انتخاب کنم.»
«کتابیار تبریز» قرار است همین دیدار را شکل دهد؛ دیداری که از ۲۷ شهریور، همزمان با روز شعر و ادب فارسی، آغاز شده و تا ۱۰ مهر ادامه خواهد داشت؛ روزهایی که با بازگشایی مدارس و دانشگاهها همزمان شده و میتواند فرصتی برای بازگشت کتاب به بخشی از زندگی روزمره شهر باشد.
کتاب؛ فراتر از یک کالای فرهنگی
کتاب، کالایی است که ارزش آن در لحظه خرید به پایان نمیرسد. یک کتاب ممکن است سالها در خانه بماند، چند بار خوانده شود، میان اعضای خانواده دستبهدست شود و حتی مسیر فکری یک کودک یا نوجوان را تغییر دهد.
قاسمی پیرمردی که آرام میان قفسهها قدم میزند، میگوید: «کتاب خریدن برای من همیشه فقط خرید یک چیز نبوده است. بعضی کتابها سالها در خانه میمانند و هر بار که دوباره بازشان میکنیم، انگار بخشی از گذشته را هم ورق میزنیم.»
از همین منظر، توجه به کتاب تنها حمایت از یک محصول فرهنگی نیست
سرمایهگذاری بر کیفیت زندگی فرهنگی جامعه است.
فرهنگ مطالعه نیز با یک تصمیم یا یک برنامه کوتاهمدت شکل نمیگیرد. خانواده، مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، رسانه، کتابفروشی و سیاستهای فرهنگی هر کدام بخشی از این زنجیره را میسازند. هر اندازه ارتباط میان این حلقهها زندهتر باشد، احتمال اینکه کتاب از یک انتخاب مقطعی به یک عادت فرهنگی تبدیل شود، بیشتر خواهد شد.
در چنین نگاهی، «کتابیار» تنها یک طرح برای خرید کتاب نیست؛ فرصتی است برای اینکه شهروندان بار دیگر کتابفروشی را در مسیر زندگی روزانه خود ببینند.
وقتی شهر به کتاب نزدیکتر میشود
این طرح با همراهی مجموعههای مختلف فرهنگی و صنفی شکل گرفته است؛ شهرداری و سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری تبریز در کنار شورای اسلامی شهر، اتحادیه کتابفروشان و مجموعههای فرهنگی دیگر تلاش کردهاند زمینهای فراهم شود تا شهروندان با امکان بیشتری به کتاب دسترسی پیدا کنند و حضور در کتابفروشی برای آنان به یک انتخاب فرهنگی تبدیل شود.
مرحله نخست این طرح با حضور ۱۷ کتابفروشی در نقاط مختلف تبریز برگزار میشود و شهروندان پس از ثبتنام میتوانند از تخفیف ۴۰ درصدی خرید کتاب، تا سقف ۵۰ میلیون ریال، استفاده کنند.
اهمیت این همراهی البته در خود تخفیف خلاصه نمیشود. زمانی که یک نهاد شهری برای افزایش دسترسی مردم به کتاب وارد میدان میشود و در کنار بخش صنفی و مجموعههای فرهنگی قرار میگیرد، کتاب از موضوعی محدود به فعالیتهای تخصصی فرهنگی فاصله میگیرد و به بخشی از سیاست فرهنگی شهر تبدیل میشود.
مادران، کودکان و نسلی که باید کتاب را انتخاب کند
یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری فرهنگ مطالعه، خانه است. کودکی که کتاب را در دست پدر و مادر میبیند، کتابفروشی را میشناسد و امکان انتخاب کتاب دارد، تجربهای متفاوت از کودکی خواهد داشت که کتاب تنها در قالب تکلیف مدرسه به او معرفی میشود.
محمدحسین پسری نوجوان که همراه مادرش به کتابفروشی آمده، کتابی را در دست گرفته و میگوید: «این کتاب را خودم انتخاب کردم. کتابهای درسی که جای خودشان را دارند، ولی دوست دارم کتابهایی هم بخوانم که موضوعشان را خودم انتخاب کرده باشم.»
همین انتخاب ساده شاید یکی از مهمترین اتفاقهایی باشد که یک کتابفروشی میتواند برای یک کودک رقم بزند؛ اینکه کتاب نه بهعنوان تکلیف، بلکه بهعنوان انتخاب شخصی وارد زندگی او شود.
حضور قابل توجه زنان در ثبتنامهای این طرح نیز از همین منظر قابل توجه است. بخش مهمی از تصمیمهای فرهنگی خانواده در خانه شکل میگیرد و مادران در انتخاب کتاب برای کودکان و نوجوانان و ایجاد فضای مطالعه در خانواده نقش مهمی دارند.
مادری که برای خودش و فرزندش کتاب انتخاب میکند، میگوید: «اگر بچهها را فقط برای خرید کتاب درسی به کتابفروشی بیاوریم، کتاب برایشان تبدیل به تکلیف میشود. دوست دارم دخترم کتاب را برای لذت و علاقه خودش هم انتخاب کند.»
همزمانی «کتابیار» با آغاز سال تحصیلی نیز ظرفیت دیگری برای این اتفاق ایجاد کرده است. بازگشایی مدارس و دانشگاهها معمولاً با خرید کتابهای درسی و دانشگاهی همراه است؛ فرصتی که میتواند بهانهای برای گسترش این سبد و توجه دوباره به کتابهایی باشد که الزام آموزشی ندارند و از مسیر علاقه، کنجکاوی و انتخاب شخصی وارد زندگی دانشآموز و دانشجو میشوند.
کتابفروشی؛ حلقه فرهنگی و اقتصادی شهر
هر مراجعه به کتابفروشی، تنها یک خرید نیست. پشت جلد کتابی که از قفسه برداشته میشود، زنجیرهای از فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی قرار دارد؛ نویسنده و مترجم، ناشر، ویراستار، طراح، چاپخانه، شبکه توزیع و در نهایت کتابفروش.
از این منظر، افزایش مراجعه شهروندان به کتابفروشیها میتواند به فعالتر شدن بازار کتاب نیز کمک کند. حضور شهروندان در مدت اجرای یک طرح، حتی در مقیاس یک شهر، تقاضایی ایجاد میکند که بخشی از آن در چرخه اقتصاد نشر حرکت خواهد کرد.
اما کتابفروش فقط فروشنده یک کالا نیست. کتابفروشی یکی از معدود فضاهای شهری است که در آن انتخاب یک محصول فرهنگی میتواند به گفتوگو، کشف یک نویسنده تازه، آشنایی با یک موضوع جدید و حتی تغییر ذائقه فرهنگی مخاطب منجر شود.
شاید به همین دلیل است که ارزش واقعی چنین طرحی را نباید فقط در رقم فروش یا تعداد ثبتنامها جستوجو کرد؛ مهمتر از آن، اتفاقی است که ممکن است پس از پایان تخفیفها در ذهن و رفتار شهروندان باقی بماند.
قرار شهری با کتاب، تازه از اینجا آغاز میشود
«کتابیار» در ظاهر با یک تخفیف آغاز شده است؛ اما اگر قرار باشد ماندگار شود، باید فراتر از یک تخفیف بماند.
پرسش اصلی پس از پایان ۱۰ مهر این نیست که چند نفر ثبتنام کردند یا چند جلد کتاب فروخته شد؛ پرسش این است که چند نفر از کسانی که این روزها وارد کتابفروشی شدند، دوباره برمیگردند؟ چند کودک کتابی را که خودشان انتخاب کردهاند تا پایان میخوانند؟ چند خانواده درباره کتاب گفتوگو میکنند؟ و چند شهروند، کتاب را دوباره به سبد فرهنگی زندگی خود بازمیگردانند؟
قرار تبریز با کتاب، از همینجا آغاز میشود؛ از یک ثبتنام، یک قدم زدن میان قفسهها و انتخاب کتابی که شاید تا مدتها در خانه بماند و بارها ورق بخورد.
«کتابیار» اگر بتواند این رفتوآمد را از یک اتفاق مناسبتی به یک عادت تبدیل کند، آنوقت تخفیف ۴۰ درصدی تنها یک مشوق اقتصادی نبوده است؛ بلکه بهانهای شده برای احیای یک رابطه قدیمی.
رابطهای که شاید سالهاست میان شهروند و کتاب کمرنگ شده، اما هنوز تمام نشده است.
شاید قرار دوباره تبریز با کتاب، نه در پایان «کتابیار»، بلکه از فردای آن آغاز شود؛ روزی که شهروند بدون تخفیف، بدون مناسبت و بدون بهانه، دوباره درِ کتابفروشی را باز کند، میان قفسهها قدم بزند و کتابی را برای خواندن انتخاب کند.

دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.