(( یادداشت- احمد مرادپور )) -در مقاطع حساس و سرنوشتساز، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا میکند، تشخیص اولویتهاست. ممکن است در جامعه دیدگاههای سیاسی متفاوت، سلیقههای گوناگون و حتی اختلافنظرهای جدی وجود داشته باشد؛ این تفاوتها فینفسه نه تهدید، بلکه بخشی از واقعیت یک جامعه زنده و پویاست. آنچه میتواند خطرآفرین باشد، تبدیل اختلافنظر به تفرقه، تنازع، نفرت و تقابل اجتماعی است.
امروز بیش از همیشه باید مراقب باشیم که اختلاف سلیقه، به اختلاف در اصل منافع ملی تبدیل نشود و تفاوت دیدگاهها، به دیوارهایی میان مردم بدل نگردد. هیچ جامعهای با حذف تفاوتها به وحدت نمیرسد؛ وحدت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم، با وجود تفاوت در نگاه و سلیقه، بر سر اصول و منافع مشترک خود کنار یکدیگر بایستند.
در چنین شرایطی، برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی، قومی، فرهنگی و سیاسی و تبدیل آنها به مرزبندیهای کاذب، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه میتواند شکافهایی ایجاد کند که ترمیم آنها دشوار خواهد بود.
اینجاست که مسئولیت نخبگان، مدیران، فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بهویژه رسانهها دوچندان میشود.
رسانه اگر به درستی به رسالت خود عمل کند، میتواند صدای جامعه باشد؛ اما در کنار آن باید صدای عقلانیت، گفتوگو و همبستگی نیز باشد. جامعه امروز به رسانهای نیاز دارد که مشکلات را ببیند، کاستیها را نقد کند، مطالبهگری کند و حتی مسئولان را مورد پرسش قرار دهد؛ اما در عین حال، مرز میان نقد سازنده و ایجاد التهاب، و مرز میان مطالبهگری و دامن زدن به اختلاف را بشناسد.
نقد، لازمه پیشرفت است و سکوت در برابر کاستیها راه اصلاح را میبندد؛ اما نقد باید با حفظ حرمت جامعه و منافع عمومی همراه باشد. نمیتوان به بهانه نقد، سرمایه اجتماعی را تخریب کرد و نمیتوان برای اثبات یک دیدگاه، جامعه را به دو یا چند قطب متخاصم تقسیم کرد.
در این میان، نقش مردم نیز کمتر از نخبگان نیست. هر شهروند، هر فعال اجتماعی و هر کاربر فضای مجازی، پیش از بازنشر یک خبر، تصویر یا تحلیل باید از خود بپرسد: آیا این محتوا به آگاهی جامعه کمک میکند یا بر آتش اختلاف میافزاید؟
امروز فضای مجازی به بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم تبدیل شده است و یک جمله، یک تصویر یا یک خبر نادرست میتواند در زمانی کوتاه موجی از خشم و سوءتفاهم ایجاد کند. بنابراین مسئولیت اخلاقی ما در قبال آنچه منتشر میکنیم، کمتر از مسئولیت ما در قبال سخن گفتن در فضای حقیقی نیست.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین وظیفه همه ما این باشد که اختلاف را مدیریت کنیم، نه اینکه آن را به دشمنی تبدیل کنیم؛ تفاوتها را بپذیریم، نه اینکه از آنها برای ایجاد شکاف استفاده کنیم؛ و نقد کنیم، اما پلهای گفتوگو را خراب نکنیم.
“ایران متعلق به همه ایرانیان است”؛ با هر سلیقه، قومیت، زبان، فرهنگ و نگاه سیاسی. هیچ جریان و گروهی مالک انحصاری این سرزمین نیست و هیچ اختلافی نباید ما را از این حقیقت بزرگ غافل کند که سرنوشت همه ما به سرنوشت این کشور گره خورده است.
امروز در این مقطع حساس و خطیر، صیانت از وحدت، پرهیز از تفرقه و تنازع و جلوگیری از برجستهسازی تفاوتهای اجتماعی، دیگر صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک وظیفه همگانی و یک مسئولیت ملی است.
باید به جای آنکه بر نقاط اختلاف انگشت بگذاریم، نقاط اشتراک خود را پررنگ کنیم؛ به جای آنکه دیوار بکشیم، راه گفتوگو باز کنیم؛ به جای متهم کردن یکدیگر، فرصت شنیدن صدای هم را فراهم کنیم.
راه عبور از مشکلات، از میان جامعهای متفرق و خسته نمیگذرد؛ راه آینده از جامعهای همدل، هوشیار، مطالبهگر و متحد میگذرد.
و امروز بیش از همیشه باید به یاد داشته باشیم که ممکن است در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم، اما در یک اصل میتوانیم همنظر باشیم: “ایران، خانه مشترک همه ماست” و حفظ آرامش، وحدت و انسجام آن، مسئولیتی است که بر دوش تکتک ما قرار دارد.
ایران، خانه مشترک همه ماست؛ مراقب دیوارهای تفرقه باشیم
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، همدلی و حفظ سرمایهای است که در فراز و نشیبهای تاریخی، همواره عامل عبور ملت از گردنههای دشوار بوده است؛ سرمایهای به نام “وحدت ملی”

دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.