به گزارش تایسیز نیوز ،تیمارداران مقبرهالشعراء در تمامی این سالها، حتی نتوانستهاند ظاهر و نمای بیرونی این سایت تاریخی، فرهنگی تبریز و ایران را درست و اصولی مرمت و بازسازی کنند و امروز، بزکها و وصله پینههایی که در یکی، دو سال گذشته و صرفاً از منظر عمرانی و نه نگاه فرهنگی، تاریخی و میراثی بر چهره غمگین مقبره الشعراء چسباندهاند، توی صورت تاریخ پوزخند میزنند!
هنوز مصالح ساختمانی رهاشده بر گوشهای از صفه مقبره الشعراء باقی است، فرونشستهای آزاردهنده بر کف صفههای شمالی و جنوبی این مجموعه زار میزند، هنوز تصویر سرریز شدن سیلاب ناشی از بارندگی شدید سال گذشته به محوطه داخلی مقبره الشعراء از ذهن مردم و افکار عمومی پاک نشده و البته همچنان کسی به این سؤال اساسی و بیپاسخ که تکلیف طرح ۶۰ساله پردیس مقبره الشعراء به کجا خواهد انجامید، پاسخی نمیدهد.
مدیریت چندگانه و منفعل بر مقبره الشعراء در دهههای گذشته، چه از منظر مرمت و نگهداری، چه از بعد تولیت و مدیریت، چه از بعد گردشگری و چه از منظر هویتبخشی تاریخی، فرهنگی، باعث گردیده که این سایت بزرگ، بینظیر و منحصربهفرد، نه همچون “سعدیه و حافظیه” شیراز و نه همانند دیگر بناها و مجموعههای کوچکتر از خود در ایران و جهان، قدر ببیند و عاقبتبهخیر شود!
دردناکترین مصیبت و آواری که مدتهاست بر تن و پیکر مقبره الشعراء تبریز سنگینی میکند و کمتر کسی هم آن را میبیند، رهاشدگی زخم کهنهای است که در بخشهای زیرین این سایت و دقیقاً زیر صفههای شمالی و جنوبی و المان اصلی این بنا و مجموعه ارزشمند، همچون دملی چرکین و زخمی ناسور، دل هر بیننده احتمالی را به درد میآورد!
بخش زیرین مقبره الشعراء تبریز که گفته میشود با نیت تبدیل آن به مجموعهای تجاری، خدماتی، فرهنگی، پس از انجام حفاریهای عمیق و بحثبرانگیز 10 سال قبل در پیرامون این اثر، همچنان رها شده و تا امروز نیز اقدامی در راستای تعیین تکلیف این قسمت صورت نگرفته است.
این گزارش تلاشی است در راستای نشاندادن عینی عمق فاجعه و غفلتی که در کنار اوضاع نهچندان امیدبخش محوطه بیرونی، صفههای شمالی و جنوبی، المان اصلی و حتی بخشهای داخلی، از مقبره الشعراء تبریز مجموعهای غریب و زخمی و البته رها شده برای مردم و گردشگران به ارمغان آورده است …