(( یادداشت – احمد مرادپور )) :
گاهی یک ملت یتیم میشود؛ نه آن روزی که عزیزی را به خاک میسپارد، بلکه آن روزی که احساس میکند سایه یک تکیهگاه بزرگ از سرش کم شده است.و امروز، دلهای بسیاری چنین حسی دارند.
امروز، پیش از آنکه خیابانها مملو از جمعیت شود و پیش از آنکه مراسم بدرقه آغاز گردد، بغضی سنگین بر گلوی مردم نشسته است؛ بغضی که تنها یک جمله را فریاد میزند: پدر… هنوز وقت رفتن نبود. هنوز پیرمردی در گوشهای از این سرزمین بود که خاطرات سالهای دور را با نام تو روایت میکرد. هنوز مادری بود که هنگام دعا، سلامت و عزت تو را از خداوند طلب میکرد.هنوز جوانی بود که در روزگار سختی، با شنیدن نامت احساس میکرد این کشور صاحبخانهای دارد که شبها برای آینده آن بیدار میماند. هنوز دلهای بسیاری به حضورت خو گرفته بودند.سالها گذشت… نسلها آمدند و رفتند…کودکانی به دنیا آمدند که جوان شدند و جوانانی که به میانسالی رسیدند؛ اما نام تو همچنان در متن زندگی این ملت جاری بود.آنقدر جاری که بسیاری تصور میکردند همیشه خواهی بود. همیشه خواهی ماند.همیشه صدایت از جایی به گوش خواهد رسید. اما امروز، سکوتی سنگین بر دلها نشسته است.سکوتی که از هزاران فریاد دردناکتر است.مردم هنوز به عکسها نگاه میکنند. به خاطرهها پناه میبرند.به روزهایی فکر میکنند که در فراز و فرودهای زمان، نام تو بخشی از امیدشان بود.و اکنون، در آستانه بدرقهای بزرگ، هرکس گوشهای از خاطرات خود را در آغوش گرفته است.یکی خاطره روزهای سخت را.دیگری خاطره روزهای امید را.و دیگری تنها حس آشنایی با چهرهای که سالها در حافظهاش نقش بسته بود.پدر…این سرزمین مردان بزرگی به خود دیده است؛ اما بعضی نامها فراتر از یک نام میشوند.بعضی چهرهها با تاریخ یک ملت گره میخورند.و بعضی خاطرهها هرگز از ذهن مردم پاک نمیشوند.
فردا مردم خواهند آمد.با چشمانی اشکبار.با قلبهایی سنگین.و با دستانی که برای آخرین بار به سوی آسمان بلند خواهد شد.خواهند آمد تا بگویند:سپاس.سپاس برای سالهای خدمت.سپاس برای روزهای ایستادگی.سپاس برای روزهای مقاومت.سپاس برای روزهای خود باوری.سپاس برای همه آنچه در حافظه این ملت به یادگار ماند.و در میان اشکها و زمزمهها، یک جمله بیش از همه شنیده خواهد شد:پدر… هنوز وقت رفتن نبود…اما تقدیر الهی راه دیگری را رقم زد.و اکنون تو میروی؛اما نامت میماند.یادت میماند.و خاطره حضورت، در کوچههای این سرزمین و در قلب مردمانش، برای سالهای سال زنده خواهد ماند.خداحافظ پدر…خداحافظ ای خاطره ماندگار روزگار.خداحافظ ای مسافری که رفت، اما از دلها هرگز نرفت.

دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.