نمایش خبر:

شهریار؛ شاعری که با علی زیست و برای حسین گریست

۲۷ شهریور، تنها یک برگ از تقویم نیست؛ روزی است که نام "شعر و ادب فارسی" با نام شاعری گره خورده که خود، بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی ایران است؛ "محمدحسین بهجت تبریزی، شهریار".

((یادداشت -احمد مرادپور آسیابی ))
۲۷ شهریور، تنها یک برگ از تقویم نیست؛ روزی است که نام “شعر و ادب فارسی” با نام شاعری گره خورده که خود، بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی ایران است؛ “محمدحسین بهجت تبریزی، شهریار”.
شهریار را باید در جغرافیای دل جست‌وجو کرد؛ در تبریز، در کوچه‌های کودکی، در صدای مادر، در دلتنگی‌های یک شاعر و در واژه‌هایی که از اعماق جان او برآمد و بر دل میلیون‌ها ایرانی نشست.
او شاعر تبریز بود، اما شعرش در حصار تبریز نماند؛
ترکی سرود، اما صدایش فراتر از مرزهای آذربایجان رفت؛
فارسی گفت و در قله‌های ادب ایران جای گرفت.
اما در میان همه آنچه شهریار را شهریار کرد، یک عشق جایگاهی متفاوت داشت؛ عشق به خاندان پیامبر اکرم(ص) و ارادت به اهل‌بیت(ع).
شاید کمتر شعری در ادبیات معاصر فارسی را بتوان یافت که با چنین سوز و شکوهی نام امیرالمؤمنین(ع) را بر زبان آورده باشد. شهریار وقتی به علی(ع) می‌رسد، دیگر آن شاعر معمولی نیست؛ واژه‌هایش رنگ ارادت می‌گیرند و غزلش به زمزمه‌ای عاشقانه تبدیل می‌شود:
“”علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را””
این چند واژه، تنها شعر نیست؛ اعتراف قلب شاعری است که عظمت علی(ع) را فراتر از ظرفیت واژه‌ها می‌دید.
شهریار در وصف مولا علی(ع) چنان سرود که شعرش از مرز ادبیات عبور کرد و به بخشی از فرهنگ عاشقانه مردم ایران تبدیل شد.
اما عشق شهریار به اهل‌بیت(ع) تنها در زبان فارسی جاری نبود.
در زبان مادری‌اش نیز وقتی نام حسین(ع) را بر زبان می‌آورد، گویی تمام دشت‌های آذربایجان به کربلا می‌رسند و صدای سوگ از زمین تا آسمان بلند می‌شود:
“حسینه ییرلر آغلار، گؤیلر آغلار…”
زمین می‌گرید…
آسمان می‌گرید…
و اینجا شهریار دیگر تنها شاعر نیست؛ عاشقی است که برای حسین(ع) می‌گرید و اندوه کربلا را با زبان مادری خویش به نسل‌ها می‌سپارد.
چه زیباست سرنوشت شاعری که از تبریز برخاست، اما دلش به مدینه و نجف و کربلا گره خورد؛ شاعری که در یک سو منظومه”حیدربابا” را سرود و در سوی دیگر “علی ای همای رحمت” را؛ شاعری که هم برای مادر اشک ریخت و هم برای حسین(ع) مرثیه خواند.
شهریار ثابت کرد که زبان، دیوار نیست؛ پل است.
فارسی و ترکی، در شعر او روبه‌روی یکدیگر قرار نگرفتند؛ در کنار هم نشستند تا یک حقیقت را روایت کنند؛ حقیقتی به نام عشق، ایمان، وطن و انسانیت.
از همین روست که شهریار را نمی‌توان فقط شاعر فارسی یا شاعر ترکی دانست. او شاعر دل‌های ایرانی است.
شاعری که تبریز را دوست داشت و ایران را ستود؛
به زبان مادری‌اش عشق ورزید و زبان فارسی را در اوج شکوه پاس داشت؛
از علی(ع) گفت و برای حسین(ع) گریست؛
و نشان داد که می‌توان هم‌زمان ریشه در خاک آذربایجان داشت و قلب را برای تمام ایران و جهان اسلام به تپش درآورد.
امروز، در روز شعر و ادب فارسی، شاید بهترین ادای احترام به شهریار این باشد که شعر او را فقط نخوانیم؛ راهی را که او در عشق، ادب، ایمان و همدلی پیمود، نیز بشناسیم.
شهریار به ما آموخت که شعر، اگر از حقیقت دل برآید، پیر نمی‌شود؛
اگر با ایمان آمیخته باشد، فراموش نمی‌شود؛
و اگر برای علی و حسین سروده شود، از مرز زمان عبور می‌کند.
۲۷ شهریور، روز شهریار است؛ روز شاعری که از تبریز برخاست و در ایران جاودانه شد؛
روز شاعری که با قلمش به علی(ع) سلام داد
و با دلش در سوگ حسین(ع) گریست.
شهریار رفت،
اما صدایش هنوز هست؛
در کوچه‌های تبریز، در غزل‌های فارسی، در ترانه‌های ترکی،
درمنظومه “حیدربابا”،
در “علی ای همای رحمت”
و در آن مرثیه جان‌سوزی که می‌گوید:
حسینه ییرلر آغلار، گؤیلر آغلار…
و شاید راز جاودانگی شهریار همین باشد:
او شعر را نسرود که فقط خوانده شود؛
شعر را سرود تا عشق بماند،
تا علی(ع) در دل‌ها زنده بماند،
تا حسین(ع) فراموش نشود،
و تا تبریز و آذربایجان، با تمام شکوه فرهنگی‌شان، در قلب ایران جاودانه بمانند

این خبر چقدر برای شما مفید بود؟ با ثبت امتیاز به بهتر شدن محتوای تایسیز کمک کنید.
امتیاز فعلی: 0,0/۵
👤
نویسنده خبر

فرزاد ملازاده

💬
صدای شما

دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ثبت دیدگاه جدید