چند قرن باید سپری شود تا یکبار دیگر بر گستره آسمان ادبیات معاصر ایران ستاره ای ساعدی گون بدرخشد؟

چند قرن باید سپری شود تا یکبار دیگر بر گستره آسمان ادبیات معاصر ایران ستاره ای ساعدی گون بدرخشد؟

میلاد چنین قله رفیعی براستی حاصل کدام اثر پروانه ای است؟از همان آغاز تا انجام، شرایط زیست و رشدش بگونه ای است که انگار حکمتی نهفته بوده در بودنش و بی هیچ تعللی میتوان با الگو و معیار های اساطیری قهرمان پردازانه اتورنک پیرامون لحظه به لحظه حیاتش به تامل و تماشا نشست. گوهر ادبیات داستانی و دراماتیک دهه چهل ، هنوز که هنوز است مراد دل همه عاشقان سینه چاک صحنه است. امروز مزین به نام مردی است مردستان از تبار شرافت و صداقت و انسان. او که تمام حقیقت وجودی اش را ایثار گرانه به پای حقوق زایل شده انسان فرودست جهان سوم ذبح کرد. در غربت تاریخی آذربایجان نطفه اش بسته شد، در غربت ایران قامتش را به مبارزه راست کرد، بی آنکه بشکند و در غربت عشاق سینه چاک پاریس ،بی آنکه مجال وصال عشق طاهره را بیابد رخ در خاک کشید. در نیم قرن پر برکت ،به اندازه متفکران قرون از خود اندیشه و تفکر به جا گذاشت و در سیطره اختناق و ارعاب و سرکوب بی هیچ لغزشی و خطایی رسالت روشنگری اش را متعهدانه به جا آورد. در فرم و ساختار سرآمد بود و در محتوا و بن مایه آثار ، وجدان بیدار جامعه. از عزاداران بیل تا ضحاک و گور و گهواره ، از دندیل تا آرامش در حضور دیگران و هنگامه آرایان، همه به شهادت تاریخ ، اسناد مصوتی هستند که آزادی و عدالت را لابلای اوراق روزگاران فریاد میزنند. خوب گوش بسپار. صدای فریادش را میشنوی؟ آنانکه گاه دامن عواطفش را با شتابزدگی فمنیستی از نوع سومش به تعصبات کورکورانه سنتی می آلایند و یا آنانی که با جعل خاطرات برای خود اعتبار تکدی میکنند و هم آنانکه فارغ از مناسبات اجتماعی ،سیاسی پویش های حزبی اش را پیرهن عثمان میکنند تا واژه را حتی دلالی کنند ، همه اشباح سرگردانی هستند که نه گور دارند ، نه کفن. ساعدی یکی از ستارگانی است که در امتداد تابش دیگر ستاره ها چون رادی و بیضایی و .. دب اکبر کهکشان درام را میسازد و چه نیکوست برای بجا آوردن حقش ،آثارش را بار ها و بارها بی غرض ، تحلیل گرانه دوره کنیم .بیاموزیم و بیاموزانیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *